عبد الحي حبيبى

894

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

جهميهء مجبره موسس اين فرقه جهم بن صفوان از مردم سمرقند و موالى بود ، كه مدتى در كوفه بسر برد ، چون حارث بن سريج بر نصر بن سيار حكمران امويان در خراسان خروج كرد ، جهم نيز در همراهان حارث بود ، و چون قواى او شكست خوردند ، جهم هم گرفتار و بامر نصر بن سيار در مرو كشته شد . ( 128 ه 845 م ) جهم فرقهء مجبره را پيشوايى ميكرد ، كه در مقابل فرقهء قدريه ( معتقدان به اختيار و حريت انسان در اعمال خود ) ايشان عقيده داشتند ، كه انسان در همه اعمال خود مجبور محض است و نسبت اعمال به او مجازيست ، و هر فعلى از افعال او مخلوق خداست . مجبره ايمان را تنها معرفت بدون طاعات مىدانستند ، و به فناى بهشت و دوزخ قائل بودند ، و آيات قرآنى را بميل خود تأويل ميكردند ، و كلام خدا را مخلوق مىشمردند ، رويت را انكار و صفات را نفى ميكردند . « 1 » مجبره در مسئلهء عدل و ظلم ميگفتند ، كه اين صفات بر انسانان امكان تطبيق دارد نه بر خدا . زيرا از خدا سوال فعلى شده نميتواند ، و انسان مسئولست . « 2 » بقول گولد زيهر قديم‌ترين افتراق عقيدوى كه در عصر امويان در مركز عقلى اسلام يعنى دمشق پديد شد ، همين مسئله جبر و اختيار بود ، و فكر اينكه در هنگام تخليق ، اعمال را بر جبين هر انسان نوشتند و تحديد افعال از ليست ، مأخوذ از هند است ، « 3 » كه جهم بن صفوان آن را در خراسان و جاى سكونت خود ترمذ از ناحيهء هند كسب كرده باشد . شهرستانى خصايص عقيدوى جهميه را چنين مىشمارد : 1 / عدم جواز موصوف شدن خدا بصفتى كه بنده به آن موصوف تواند شد . 2 / نشايد كه خداوند اشياء را پيشتر از آفرينش بداند ، و علوم حادثه را بعدد حوادث بذات كبريايى اثبات كنند .

--> ( 1 ) - ضحى الاسلام 3 / 162 ( 2 ) - ضحى 3 / 56 ( 3 ) - عقيده اسلامى 84